من بزرگ شده ام
فهمیده وقتی به در بسته برخوردم دو راه پیش رو دادم : اول اینکه تمام تلاشم رو انجام بدم تا بتونم راهی برای مشکلم پیدا کنم ، دوم اینکه وقتی با تمام وجود تلاش کردم و به نتیجه نرسیدم توکل کنم به خدا و باور کنم به بهترین تنیجه ی ممکن خواهم رسید. فهمیدم به خاطر هرچه که ازدست دادم خیلی چیزای بهتر نصیبم شد و بهتر از همه یک قدرت بزرگ به نام صبر در وجودم حس کردم که باعث میشد بتونم در مقابلمشکلات تحمل کافی رو داشته باشم، فهمیدم هیچوقت نترسم ، همیشه قوی و مقاوم باشم ،فهمیدم آدمای اطرافم رو همانگونه که هستن دوست بدارم و با تمام کاستی هایشان و بپذیرم هیچ انسانی کامل نیست ،فهمیده ام که نسبت به انسانها خوشبین باشم چون ذات همگی در ابتدای خلقت پاک بوده است.فهمیده ام توقعم را از زندگی کم کنم و از آنچه در اختیار دارم لذت ببرم و حسرت گذشته را نخورم .فهمیده ام گاهی باید از خطاهای دیگران گذشت و به آنان فرصت دوباره داد.
فهمیدم ام همیشه راست بگویم و صداقت را جایی از زندگی ام قرار دهم ، حتی اگر صداقتم به ضررم باشد،آموختمگخدای مهربانم تنها تکیه گاه زندگیم باشد و بجز او از هیچ موجود دیگری کمک نخواهم .من خیلی خیلی چیزها آموختم
من بزرگ شده ام ...
وبلاگ درمورد یک سری دردل های خودمه ، به زبون ساده و روان ،چیزایی که ممکته تو زندگی هرکسی اتفاق بیافته