روزی مردی ؛ عقربی را دید که درون آب دست و پا میرند 

او تصمیم گرفت که عقرب را نجات دهد 

اما عقرب انگشت او را نیش زد !

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد ؛

اما عقرب بار دیگر هم او را نیش زد .

رهگزری او را دید و پرسید :

« برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی ؟! »

مرد پاسخ داد : 

" این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم "


تقدیم به تمام کسانی که نیش عقرب ها را از دوستان خود خوردند و حرف نزدند

و دوباره عشق ورزیدند ....