اقتضای طبیعت
روزی مردی ؛ عقربی را دید که درون آب دست و پا میرند
او تصمیم گرفت که عقرب را نجات دهد
اما عقرب انگشت او را نیش زد !
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد ؛
اما عقرب بار دیگر هم او را نیش زد .
رهگزری او را دید و پرسید :
« برای چه عقربی را که نیش میزند نجات میدهی ؟! »
مرد پاسخ داد :
" این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم "
تقدیم به تمام کسانی که نیش عقرب ها را از دوستان خود خوردند و حرف نزدند
و دوباره عشق ورزیدند ....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20:49 توسط مریم رحیمی
|
وبلاگ درمورد یک سری دردل های خودمه ، به زبون ساده و روان ،چیزایی که ممکته تو زندگی هرکسی اتفاق بیافته