بلاتکلیفی
چقدر تلخ است حرف هایی در دلت داشته باشی که نه توان گفتنش را داشته باشی و نه توان نوشتنش را ...
حرف هایی را در دلت پنهان کنی که جز « خداوند » از آن خبر نداشته باشد !
دلم میخواهد حرفی بزنم یا چیزی بنویسم ؛ اما نمیتوانم ...
فقط میتوانم بنویسم :
« بلاتکلیفی و انتظار بدترین درد است »
این خلاصه ی تمام درد های من است !
این همان دردی است که ذره ذره از جانم می کاهد ........
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 9:10 توسط مریم رحیمی
|
وبلاگ درمورد یک سری دردل های خودمه ، به زبون ساده و روان ،چیزایی که ممکته تو زندگی هرکسی اتفاق بیافته