مدت زمان طولانی است که دیگر آن حساسیت های گذشته را ندارم

دیگر مسائل بی ارزش ذهنم را درگیر خود نمیکند .

بقول معروف پوست کلفت شده ام !

یادگرفته ام حرف هایم را در کنج سینه مخفی نگاه دارم

یادگرفته ام تنها ماندن بهتر از باهرکسی بودن است .

دیگر عادت کرده ام به سختی ها و ناملایمت های زندگی

آموخته ام گرفتاری بخش جداناشدنی زندگی ما انسان هاست

آموخته ام انسان برابر است با درد و رنچ و سختی .

این روزها میتوانم درک کنم که تا سختی نباشد شادی ها معنا پیدا نمیکند .

این روزها بوی عید را حس میکنم ؛ بوی طراوت و زندگی به مشامم میرسد .

امروز باران زیبایی زمین را خیس کرد

از همان باران هایی که من عاشقش هستم

با وجود این باران احساس شادبی و طراوت میکنم ؛ احساس لطیفی سرتاسر وجود را پر کرد.

حس میکنم میتوانم در برابر ناملایمات زندگی شکیبا تر باشم ! احساس قوی بودن میکنم

این روزها ارزش لحظه هایم را بیشتر میدانم و با تمام وجودم از این روزهای زیبا لذت میبرم .

صدای گام های بهار را با تمام وجودم حس میکنم

بهار در راه است

بوی عطر بهار را حس میکنم

 بی شک این یکی از بهترین حس های زندگیم است ....