شبی که گذشت آخرین شب از پاییز بود !

بلند ترین شب سال ...

شبی که گذشت بسیار خاطره انگیز و زیبا بود ؛ لحظات بسیار خوبی که در کنار  خانواده ی عزیزم گذراندم .

مدتی میشد که با تمام وجود شادی نکرده بودم و تا اینقدر شاد نبودم .

و من این شادی را مدیون لطف خدای مهربانم هستم .

با تمام شده فصل پاییز و شروع شدن فصل جدید حس میکنم دلم برای این فصل تنگ میشود.

دلم برای قدم زدن روی برگ های پاییزی تنگ میشود ؛  دلم برای بوی نم باران تنگ میشود ؛

حتی برای روزهای سرد و تاریکش هم دلتنگ میشوم !

این روزها دلم برای فصل پاییز تنگ میشود

چاره ای نیست ؛ باید بپذیرم که عمر مثل باد میگذرد .....

خداحافظ پاییز غم انگیز ؛ خداحافظ غروب های دلگیر ؛ خداحافظ گریه های شبانه ...


خداحافظ پاییز ....