یکی از بدترین حس هایی که درونم دارم اینه که اطرافیانم منو آدمی  « ساده » فرض میکنند .

گاهی اوقات با خودم فکر میکنم که یک عده از سادگی من سواستفاده میکنن

این خیلی حس بدی هستش که که اکثر اوقات ؛ با تمام وجودم ؛ از روی محبت و سادگی ؛ در حَق عزیزانم خوبی میکنم محبت میکنم اما اونا نمیتونن اینو درک کنن که این محبت چقدر ارزش داره !

اونا قدرت درک اینو ندارن  ؛ و هرگز نخواهند فهمید که چقدر دل صاف و ساده ارزش داره !

متاسفانه آدمای این دوره تو چاپلوسی استاد هستن ؛ اما من چاپلوسی رو هیچوقت نخواستم یادبگیرم .

  آدمای زندگی من برای سادگی ارزش  قائل نیستند .

همون آدما توی دلشون به « سادگی من » میخندن !

یک حس خیلی بدی دارم ...

اما من آدمای ساده بایک دل پاک  رو دوست دارم؛ دلی که درونش هیچ کینه و دروغی نباشه !

متاسفم برای آدمای زندگیم که ارزش سادگی رو نمیتونن بفهمن ....