این درسته که عشق اول هیچوقت از یاد آدمی نخوادهد رفت . عشق اول خیلی خووب تو ذهنت حک میشه .

با و جودت یکی میشه ؛ با تارو پود وجودت گره میخوره ؛ تا آخر عمرت فراموشش نخواهی کرد اولین بار دلت لرزیده .

درست زمانیکه فکر میکنی نمیتونی بدون اون زندگیتو ادامه بدی خیلی راحت تنهات میزاره و میره .....

هرروز دلتنگ تر از روز قبل میشی ؛ هرروز سرخورده تر میشی .با خاطراتت زندگی میکنی و بایاد اون زنده ای .

باخودت تصمیم میگیری دیگه هیچکسو به دلت راه ندی ! میترسی دوباره عاشق بشی و عشقت دوباره .............

بالاخره روزی میرسه که میفهمی دیگه تو قلبت هیچ احساسی نداری

میفهمی چقدر دلت سرد و بی روح شده ؛ خالی از هیچ حسی ؛

حتی گاهی اوقات شک میکنی قلبی هم تو سینه داری

حتی نفس کم میاری برای نفس کشیدن ؛ دیگه از اشک خبری نیست .چشمه ی اشکت خشک میشه

میفهمی نه قلبی داری برای تپیدن و نه اشکی برای ریختن

تبدیل میشی به یک عروسک سرد و بی احساس ؛ بایک لبخند تصنعی

حتی اگر عشقی وارد زندگیت بشه باورش نمیکنی و اون تا آخر عمرت برات غریبه ای بیش نیست .

« هرگز نخواهم بخشید کسی را که دلم را زیر پاهایش له کرد و راهش را کشید و رفت ؛ نمی بخشم کسی را که دلم را لرزاند و عاقبت مرا با دلی شکسته تنها گذاشت . هرگز نمی بخشمش ....»