دنیای عادلانه
کاش حافظه ی کوتاه مدت داشتم و فراموش میکردم تمام نامردی های عالم را .
تمام بدی ها را ؛ تمام تهمت ها را ؛ کاش فراموش میکردم که دردی هم دردلم دارم.
کاش هیچ خاطره ی تلخی نداشتم. کاش زندگی روی خوش به من نشان میداد.
و هزار ای کاش دیگر ...
ولی یک چیز را خوب میدانم ؛ میدانم که دنیا چنان بی ارزش و کوتاه است که جایی برای غم خوردن باقی نمی ماند.با این همه به یک چیز اعتقاد قلبی دارم و این است که بدی های دنیا روزی تمام میشود !
و همه ی این درد ها جزئی از سرنوشت و تقدیر من بوده است.
من عدالت خدا را قبول دارم ؛ اما عادلانه بودن دنیا را قبول ندارم.
دنیا زیباست ؛ اما عادلانه نیست .
دنیای عادلانه یعنی کسی که تنها درد زندگیش درد دندان بوده ؛ به من میگویید از درد های دلت بگو...
عدالت یعنی کسی که معنای درد را نمیفهمد در مقابل کسی است که تمام زندگی اش درد است !
من به عدالت خدا شک ندارم ؛ ما انسانها دنیا را خراب کرده ایم
همین و بس ....
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11:19 توسط مریم رحیمی
|
وبلاگ درمورد یک سری دردل های خودمه ، به زبون ساده و روان ،چیزایی که ممکته تو زندگی هرکسی اتفاق بیافته