کاش حافظه ی کوتاه مدت داشتم و فراموش میکردم تمام نامردی های عالم را .

تمام بدی ها را ؛ تمام تهمت ها را  ؛ کاش فراموش میکردم که دردی هم دردلم دارم.

کاش هیچ خاطره ی تلخی نداشتم. کاش زندگی روی خوش به من نشان میداد.

و هزار ای کاش دیگر ...

ولی یک چیز را خوب میدانم ؛ میدانم که دنیا چنان بی ارزش و کوتاه است که جایی برای غم خوردن باقی نمی ماند.با این همه به یک چیز اعتقاد قلبی دارم و این است که بدی های دنیا روزی تمام میشود !

و همه ی این درد ها جزئی از سرنوشت  و تقدیر من بوده است.

من عدالت خدا را قبول دارم ؛ اما عادلانه بودن دنیا را قبول ندارم.

دنیا زیباست ؛ اما عادلانه نیست .

دنیای عادلانه یعنی کسی که تنها درد زندگیش درد دندان بوده ؛ به من میگویید از درد های دلت بگو...

عدالت یعنی کسی که معنای درد را نمیفهمد در مقابل کسی است که تمام زندگی اش درد است !

من به عدالت خدا شک ندارم ؛ ما انسانها دنیا را خراب کرده ایم

همین و بس ....